و دوباره عشق رو لمس كردم تا اين تن تشنه بار ديگه سيراب بشه. ديشب بهارم مانند كودكي ناز در آغوشم آرميده بود و من گونه هاي ملكوتيش رو غرق در بوسه كردم . شوريده حال ، همچون پرواز در ميان هواي دل آروم بودم و به آسمونِ انديشه هاي ِ نافرجام ِ خود اوج مي گرفتم... در اوج خواسته هاي بي حسابِ تنهايي و انزوا ... مثل دقايق ِ تلخ و شيرين ِ بي تو بودن و از تو گفتن. چه كسي مي دونست من از تو چي مي خوام ؟! هيچكس عمق ِ احساس ِ منو در فراسوي ِ حرفهاي ساده ام نمي ديد... حتي تو هم با اينكه در آغوش من بودي نمي ديدي كه در چشمام چه چيزي موج ميزنه ... ديدگانت رو به احترام عشق بسته بودي تا مثل هميشه لبانم صورت تو را نوازش كنه و من در فاصله اي ناپيدا ، نقش آبي آرامش خود را از تو به تصوير مي كشيدم... از من و ما جز دلتنگي هميشه و ناكامي هيچ نمونده ... راستي چه ساده مي پندارند مردمان ِ اين شهر غريب كه دوست داشتن به اندازهء
واژه اي مي ارزد !![]()
و آن زمان كه بي تو بيتابم دلم از سينه جدا خواهد بود و به دنبال تو مي گردد. در اسارتِ چشمهاي خيره ي دگران و مشتي از بد نظران به چه اميدي تو را خواهم يافت !؟ . روزگارانم را در پي منجي خويش سر كردم تا كه شايد تو از انتهاي ترديد باز آيي. و چه سود كه تو را دورتر از هر آنچه كه بود گم كردم. و من ماندم و حرفي تازه در وَراي ناگفته هاي خويش ... دلم براي لحظه اي تو را كنج تنهايي ديدن لبريز تمنا شده است و مثل هميشه چشمهايم سوي جاده اي مي دود كه روزي تو با لبخند و با دستاني باز و دلي سرشار از محبت و نگاهي شيرين به سراغم آمدي . من هنوز من هستم ، و دلخوش به خاطره اي بس گذرا. و به خيالي از تو ـ گذشته تا امروز ـ عشق
را دوباره لمس خواهم كرد ..
.
بهار زيباي من ! دو شب مهمان تو بودمو و يك شب تو مهمان من ... اونقدرها هم كه فكر ميكردم خدا بي رحم نيست چون هر از گاهي تو رو در شبهاي تار من مانند باران رحمت فرو ميفرسته ... خدايا شكرت.
آيا درسته که ما چون کسي رو دوست داريم ،بخواهيم مال ما باشه.بخواهيم با ما باشه ويا قلبش مال ما باشه.بگيم چون من دوسش دارم و همه فکر و ذکرم اونه،خوب حالا اونم بايد منو دوست داشته باشه؟!
من فکرنمي کنم اين روش درستي باشه.من اين جوريم که اگه واقعا کسي رو دوست داشته باشم،دوست دارم راحت باشه.بهش خوش بگذره.دوست دارم فکرو خيالش آسوده باشه.با تمام وجودم بهش محبت مي کنم.هر چي دارم تا جايي که بتونم به پاش مي ريزم و اصلا هم منتظر جبران کردنش نيستم.خوب من وقتي دوسش دارم از اين که اون خوشحال باشه و راحت باشه لذت مي برم .حالا اگر اون از بودن من لذت نمي بره يا اصلا يه جورايي به هر دليلي بودن من براش لذت بخش نيست،خوب مي رم کنار.مي گذارم اون بره و لذت زندگي شو پيدا کنه.بعد من هم مي شينم و از دور نگاهش مي کنم و از اين که اون خوشحاله(با اين که شايد با يکي ديگه باشه )خوشحالم.آره ته دلم مي گيره،ولي در کل راضييم.
يه سري آدم ها اعتقاد دارند که آدم تا خودش رو دوست نداشته باشه،نمي تونه کسه ديگه اي رو دوست داشته باشه.پس اگه يکي رو برا خودم مي خوام به خاطر اينه که اول خودم رو دوست دارم و بعد اون طرفو.
من قبول ندارم. من اول اونو دوست دارم. و بهش محبت مي کنم.دلم مي خواد راضي باشه.فعلا هم از بودن من راضيه.دوست داره کنارش باشم،پس هستم تا وقتي که ديگه نخواد.اون موقع ميرم.بازم دوسش دارم ولي مي رم.
ميرم و از دور نگاش مي کنم و لذت مي برم![]()
مهربونم گوش کن يادته کهو پرسيدي چقدر؟جوابم يادته؟ گفتم نميدونم فقط ميدونم خيلي زياد...ولي حالا ميدونم چقدر....تو رو دوست دارم. تا حدي که حاضرم با تو تا اوج قله هاي سخت و بلند زندگي بدون توقف برم و خستگي راه رو تا وقتي که با مني حس نخواهم کرد.![]()
دوستت دارم. به همون اندازه که ستاره ها و ماه ... آسمون رو دوست دارن و به بودنش نيازمندن. به بودنت نيازمندم.![]()
دوستت دارم. تا حدي که لرزش انگشتانم بهم قدرت نوشتن و لبانم قدرت بيان اين حس رو نميدن
.
دوستت دارم. به همون اندازه اي که سوختن چوب در آتش دردناک است دوري از تو برام سخت و زجر آور است.![]()
دوستت دارم. تا حدي که مي خوام انقدر گريه کنم و فرياد بزنم تا ثانيه هاي ساعت دلشون برام بسوزه و با سرعت بيشتري روي صفحه روزگار حرکت کنن تا روز ديدار من و تو زودتر از راه برسه تا آغوش گرمت رو حس کنم. آغوشي که مدتهاست برايم باز مونده و انتظارم رو ميکشه.![]()
دوستت دارم. به همون اندازه اي که آب از خشک شدن ميترسه.من هم از اينکه روزي از من دلگير شي از اينکه روزي بري مي ترسم.![]()
دوستت دارم. تا حدي که با نفسهايم به درونم رخنه کردي و تمام سلولهاي بدنم با عطر قدمهات جون تازه اي گرفتند.![]()
دوستت دارم. تا حدي که حد ندارد دوستت دارم. هنوز فکر ميکنم که جواب سوالت رو کامل ندادم و بدون که جواب دادن به اين سوال از تمام سوالهايي که تا کنون پاسخشون رو پيدا کردم سخت تر و طولاني تر است.![]()
من با تو زنده ام بهار من.... دلم خيلي برات تنگه کاش پيشم بودي.....
زير باران بيا قدم بزنيم![]()
حرف نشنيدهاي به هم بزنيم
نو بگوييم و نو بيانديشيم
عادت کهنه را بهم بزنيم
و ز باران کمي بياموزيم![]()
که بباريم و حرف کم بزنيم
کم بباريم اگر ولي همهجا
عالمي را به چهره نم بزنيم
چتر را تا کنيم و خيس شويم
لحظهاي پشت پا به غم بزنيم![]()
سخن از عشق خود به خود زيباست
سخن عاشقانهاي به هم بزنيم
قلم زندگي به دست دل است
زندگي را بيا رقم بزنيم![]()
![]()
![]()
تو مثِ یه اتفاقی که می خواد یه روز بیفته
مثِ اون شعر تری که هیچکسی هنوز نگفته
مثِ قاب عکسِ زردی که نشسته روی دیوار
مثِ اشکایی که آروم می چکن رو سیم گیتار
دس تو حسّیه مثل چیدن سیبای قرمز
مثِ سینه ریزی که روش ، می نویسن بی تو هرگز
مثِ ذوق یه کویری بعد یه دعای بارون
مثِ نقش فال قهوه ، توی کوچه های فنجون
مثِ بیشتر بهارا دوباره من از تو دورم
بیا و نذار بریزه آخرین برگ غرورم
تا حالا دیدی یکی داره تو پول غرق میشه ولی بازم واسه پول تب داره؟ ، تاحالا دیدی یکی با ماشینش آخره سرعته ولی بازم میخواد سریع تر بره؟ ، تا حالا یکی رو دیدی که از بس اطلاعات داره بهش میگن پرفسور ولی بازم تشنه علم و دانشه؟

تا حالا ماهیا رو دیدی؟ ، دیدی چطور از آب میپرن و دوباره میوفتن توش؟ ماهیا ..... ، ماهیا تشنه ترینن ، ولی نه تشنه آب ، ماهیا میخوان از آب فرار کنن ، میخوان برن تو خشکی ولی..... ، ولی پری دریایی گفته که باید تو آب بمونن ، ماهیای سرکش از فرمان پری دریایی سرپیچی کردن و خواستن برن تو خشکی ، پری هم اونا رو مجازات کرد و جونشون رو گرفت ، ماهیا ترسیدن ....... ، ترسیدن نکنه پری دریایی میخواد اونا رو تا ابد تو آب نگه داره؟ ، برا همین فرار کردن ، پری به ماهیای فراری وعده داد که رو به خشکی میبره ، ماهیا گول حرفای پری دریایی رو خوردن و برگشتن اما...... ، اما پری دریایی به قولش عمل نکرد تو سینه اونا آبشش گذاشت تا برای همیشه تو آب زندونی بمونن و آرزوی خشکی رو تو دلشون نگه دارن ، الان خیلی از اون موقع میگذره ولی .... ، ولی ماهیا هنوز تو آب اسیرن ، پری دریایی خواست دل اونا رو هم عوض کنه تا دیگه فکر خشکی به سرشون نزنه ولی هیچوقت موفق نشد.
ماهیا تشنه ترینن روی لباشون آبه و آبه ********** بخت ماهیا سیاهه ، بخت ماهیا سیاهه
آدما تشنه ترینن ، ماهیا بهونه بودن......
سلام به همه روز دختر و به همه ی دخترها تبریک میگم و الان می خوتم مشخصات یه دختر خوب رو براتون بگم:
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه
بار ها و بار های من به چشمان تو خیره شدم
تو تمام خواسته ی من بودی
تو منو اسیر کردی
من میخوام تو رو در اغوش بگیرم , میخوام که بهت نزدیک بشم
هرگز رهات نمیکنم
من میخوام ... امشب هرگز تموم نشه
من باید بدونم
شاید میبایست تو رو تا ابد در آغوشم میگرفتم
باید به چشات زل میزدم
میبایست این شب رو تقسیم میکردم....شبی با هم
میتوانستم تو رو آغوش بگیرم...چسبیده به خودم
شاید میبایست تو رو تا ابد در آغوشم میگرفتم
میتوانستم این بوسه را تا همیشه نگه دارم
میتوانستم این بوسه را تا اخرش نگه دارم
بارها و بارها من خواب این شب رو دیدم
الان تو اینجایی درست کنار من
تو دقیقا کناره منی
من میخوام کاری کنم ماله هیچکس غیر از من نباشی
من میخوام این بوسه هرگز به پایان نرسه
اه عزیزم ...
داستان های عبرت آموز و خنده داریه ، کلی روحیم رو عوض کرد
حتماْ ادامه مطلب رو بخونین .
برقرار باشی و سبز ، گل من تازه بمون نفسم پیشکش تو ، جای من زنده بمون
باغ دل بی تو خزون ، موندنی باش مهربون تو که از خود منی ، منو از خودت بدون
غزل و قافیه بی تو ، همه رنگ انتظاره این همه شعر و ترانه ، همه بی عطر وبهاره
موندنی باشی همیشه ، لب پاییز و نبوسی نشه پر پر شی عزیزم ، مهربون گلم نپوسی
::
خاطرات غمگين (عشق تیام)
::
..:: پاتوق اطلاعات جوان ها ::..
::
..:: بلاگ گيگ سي تي ::..
::
..:: تـــکــــــــــ چـــيـــن ::..
::
سریال های کره ای
::
ستاره قریب
::
تفریحی دوست یابی ایران
::
.::بیا2حال کن::.
::
free music and movie +18
::
جدیدترین مد در کشورهای تاپ دنی
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...
Copyright © 2009 All rights © Power By: www.babol.blogfa.com